آرتینآرتین، تا این لحظه: 14 سال و 4 ماه سن داره

آرتین حاصل عشق ما

توجه ویژه خدا

از وقتی شما آرتین فندقی به زندگی ما پا گذاشتی خدا خیلی بیشتر حواسش به ما بوده. این چند وقته در تدارک کاری هستیم که مطمئنم به خاطر توجه ویژه خدا حتما موفق میشیم. خدایا ازاینکه این فرشته کوچولو رو به ما هدیه دادی و به واسطه اون حواست به ما هست ممنونم. ازت می خوام که همیشه خودت مواظب این فرشتت باشی.
24 آذر 1391

حساسیت آرتین و نگرانی مامان ندا

پسر گلم این روزا خیلی درگیر توام. خیلی نگرانتم. آخه شما خیلی حساسی. تا حالا کشف کردم که به پارچه پشمی، الیاف مصنوعی ، لباس بافتنی و فرش پشمی حساسیت داری. با اینکه خیلی سعی می کننم از اینا دورت کنم اما بازم بعضی وقتا صورتت جوش می زنه. خصوصا الان که هوا سرده و بیشتریا بافتنی می پوشن. وای عزیزکم تازه یه چیز جدید کشف کردم که خیلی بیشتر نکرانتم. تازه فهمیدم به آرد برنجم حساسیت داری. سه روز پیش غذای کمکیتو با آرد برنج شروع کردم. شما خیلی دوست داشتی و با ولع فرنیتو می خوردی اما بعد دوروز صدات گرفت و دوباره صورتت جوش زد. اول فکر کردم داری سرما می خوری اما بعدش فهمیدم به فرنیت حساسیت داشتی. دیگه بهت ندادم اما خیلی دوست داشتم به شما غذا بدم. آخر این ه...
22 آذر 1391

4 ماهگی آرتین

عزیز دل مامان شما تو چهار ماهگیت پیشرفتای زیادی داشتی. مثلا می تونی اشیا مختلف رو با دستت بگیری، دیگه مامانی رو می شناسی، وقتی می خوای بغلت کنم دستاتو باز می کنی، وقتی برات شعر می خونم کلی هیجانی میشی و می خندی، بلند بلندم می خندی، هر چی دستت میاد می کنی تو دهنت، عاشق تلویزیون دیدنی و مامانی برات کارتونای قشنگ می داره صبح ها دوست  داری بارنی رو ببینی، تو روروئکت می شینی و یه کمی تکون می خوری اما هنوز نمی تونی کامل جا به جا بشی. مامانی عاشق همه این شیرین کاریاته. خیلی دوست دارم پسرم. همه زندگی من و بابایی همیشه سالم و شاد باشی. چند تا عکس از پیشرفتات گذاشتم که ببینی چه بدن نرمی توپ بازی آرتین کوچولو از نمای بالا به به ...
22 آذر 1391

تا حالا شده....

تا حالا شده برای چند ماه حسرت چند ساعت خواب راحت داشته باشی اما نتونی؟ تا حالا شده ندونی امروز چندمه؟ چند شنبست یا حتی تو چه ماهی هستی؟ تا حالا شده از شدت خستگی و عصبانیت ندونی چی کار کنی وبزنی تو سر خودت (البته آروم)؟ تا حالا شده از صبح تا عصر نتونی بری دستشویی؟ تا حالا شده حسرت یه حموم راحت داشته باشی؟ تا حالا شده هر روز یه نفر موهاتو با تمام قدرت بکشه و تو شاهد موهای کنده شدت لابه لای انگشتاش باشی اما بازم بوسش کنی؟ تا حالا شده در روز هزاران بار به خاطر دادن یه نعمت خدا رو شکر کنی؟ تا حالا شده صبح با ضربه هایی که به صورتت می خوره از خواب پاشی؟ تا حالا شده ندونی چطور صبح شب شد و با خودت بگی حتما شبانه روز کمتر ا...
19 آذر 1391

اولین غلت زدن کامل پسرم در 5 ماهگی

عزیزم نمی دونی با دیدن این صحنه چقدر خوشحال شدم. پسرم دیگه بزرگ شده. اصلا نمی تونم حسی رو که تو این لحظه ها دارم توصیف کنم. خدایا ممنونم که منو لایق مادر شدن و تجربه این لحظه ها دونستی.
18 آذر 1391