یک ماه گذشت
عزیزم، پسر گلم خلاصه بگم. ماه اول خیلی سخت بود اما سختی ای شیرین. شما دو روز بعد از تولدت زردی گرفتی. چون گروه خونی من و شما به هم نمی خورد. دو روز بیمارستان بستری بودی. وای که تو این دو روز چقدر جات تو خونه خالی بود. اصلا فکر نمی کردم تو دو روز اینقدر بهت عادت کرده باشم.
توی ماه اول مامانی خیلی بهمون کمک کرد. همش خونه ما بود و کارهای شما رو انجام می داد. عزیز دلم شما چون سیر نمی شدی مجبور شدیم بهت شیر خشک هم بدیم. شیر خشک ببلاک.
خلاصه ماه اول خیلی سریع گذشت و شما یک ماهه شدی.

اینم شیر خشکی که می خوری

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


یک ماه گذشت
