خوابم میاد
الان که دارم می نویسم ساعت 11 و نیم شبه و شما نمی خوابی. تازه دلت بازی می خواد. چراغو خاموش می کنم تو تاریکی تو چشام نگا می کنی و با صدای بلند می خندی.آخه مامان جان وقت خوابه. خیلی خوابم میاد. این اولین شبیه که اینقدر سخت می خوابی آخه امروز زیاد خوابیدی.به پهلو گذاشتمت، شیر دادم بهت، پستونک خوردی، باهات بازی کردم تا خسته شی، چراغارو خاموش کردم حالا هم رو پام تکونت می دم اما نمی خوابی

ساعت 12 شب شد. به بابا شهریارت پناه آوردم. حالا بابایی داره روش تلویزیون رو امتحان می کنه.اما شما هنوز بیداری
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


خوابم میاد
